ترجمه "hitaasti" به فارسی

آهسته, به آرامی, یواش بهترین ترجمه های "hitaasti" به فارسی هستند.

hitaasti adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهسته

    adverb

    Hän menee hitaasti esiripun toiselle puolelle ja seisoo liitonarkun edessä.

    آهسته پرده را دور میزند و در مقابل صندوق عهد میایستد.

  • به آرامی

    Silloin olin jo oppinut tai hitaasti opettelemassa nuotinlukua.

    تا آن موقع یاد گرفته بودم که موسیقی را بخوانم، یا داشتم به آرامی یاد میگرفتم.

  • یواش

    adverb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hitaasti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hitaasti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه