ترجمه "hoitaja" به فارسی
پرستار, حافظ, دایه بهترین ترجمه های "hoitaja" به فارسی هستند.
hoitaja
noun
دستور زبان
-
پرستار
nounVannon kuulleeni hoitajan sanoneen, että se on poika.
ميدوني ، قسم ميخورم که اون پرستار به اشتباه گفت که پسره
-
حافظ
noun -
دایه
noun
-
ترجمه های کمتر
- متولی
- محافظت کردن
- مراقب بهداشتی
- پرورشگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoitaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hoitaja" با ترجمه به فارسی
-
امانتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن