ترجمه "horisontti" به فارسی

افق, اف, افق بهترین ترجمه های "horisontti" به فارسی هستند.

horisontti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    Kuun säteet maalasivat merenpintaan hopeisen sillan, joka ulottui kauas horisonttiin.

    تابش ماه بر دریای آرام شاهراه نقرهای رنگی تا افق به وجود میآورد.

  • اف

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horisontti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horisontti
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • افق

    noun

    Horisontissa ei näkynyt mitään, eikä taivaalla ilmeisesti ollut pilvenhattaraakaan.

    افق کاملاً صاف بود و در آسمان لکهای از ابر دیده نمیشد.

اضافه کردن

ترجمه های "horisontti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه