ترجمه "huhu" به فارسی
شایعه, بد گویی, تواتر بهترین ترجمه های "huhu" به فارسی هستند.
huhu
noun
دستور زبان
-
شایعه
nounKaupungilla liikkuu huhuja tappelusta ennen herra Westin katoamista.
ولی پیتر شایعه هایی در مورد دعواتون شنیدم شب قبل از ناپدید شدن آقای وست
-
بد گویی
noun -
تواتر
noun
-
ترجمه های کمتر
- خبر
- دری وری
- سخن افواهی
- سخن چینی
- شایعات بیاساس
- شنیده
- مسموعات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huhu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Huhu
Huhu (elokuva)
-
شایعه
nounDanny on epäsuosittu. Huhujen mukaan hän nukkuu vieläkin vanhempiensa kanssa.
دنی محبوب نیست شایعه شده که با پدر مادرش میخوابه
عباراتی شبیه به "huhu" با ترجمه به فارسی
-
افتضاح · تهمت
-
بوق زدن · جیغ کشیدن · دادزدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن