ترجمه "hunaja" به فارسی

انگبین, عسل, شهد بهترین ترجمه های "hunaja" به فارسی هستند.

hunaja noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگبین

    noun
  • عسل

    noun

    Se nenäkäs hunaja hunajoi kahdesti, ennen kuin hunajoi meidän hunajaamme uudelleen.

    اون بکسون قبل از اينکه به عسل ما نزديک بشه. تو گودال ميفته

  • شهد

    noun

    Hän vapautti heidät Egyptistä, järjesti heidät kansaksi ja johdatti heidät ”maahan, joka vuotaa maitoa ja hunajaa” (2.

    او آنان را از مصر رهانید، و به صورت یک ملّت سازمان داد، و «به زمینی که به شیر و شهد جاری» بود آورد.

  • ترجمه های کمتر

    • انگوین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hunaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hunaja"

اضافه کردن

ترجمه های "hunaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه