ترجمه "huomaamaton" به فارسی
غیر محسوس, غیرقابل تشخیص, غیرقابل مشاهده بهترین ترجمه های "huomaamaton" به فارسی هستند.
huomaamaton
adjective
verb
دستور زبان
-
غیر محسوس
adjective -
غیرقابل تشخیص
adjective -
غیرقابل مشاهده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- غیرمحسوس
- غیرمشخص
- لطیف
- ماهرانه
- مخفی
- مشاهده نشده
- نادیده
- نامریی
- ناپدید
- کمرنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " huomaamaton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن