ترجمه "huono" به فارسی

ناشایست, bad, بد بهترین ترجمه های "huono" به فارسی هستند.

huono adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناشایست

    adjective

    Aviomies, erään päällikön poika, oli väkivaltainen, ja hänellä oli monia huonoja tapoja.

    شوهر که پسر یکی از رؤسای قبیله بود صفات ناشایست فراوانی داشت از جمله اینکه بسیار خشن بود.

  • bad

    adjective
  • بد

    adjective

    Jeehun saadessa tehtävämääräyksen Israelin kansan asiat olivat huonolla tolalla.

    یِیْهُو زمانی مأموریت خود را دریافت کرد که قوم اسرائیل در موقعیتی بد قرار داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • ناجور
    • افلیج
    • بدشگون
    • بدیمن
    • نامیمون
    • نحس
    • چلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " huono " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "huono" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "huono" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه