ترجمه "hymy" به فارسی
لبخند, پوزخند, تبسم بهترین ترجمه های "hymy" به فارسی هستند.
hymy
noun
دستور زبان
-
لبخند
nounOmalla pienellä tavallaan tuo hymy tuntuu ilmaisevan kiintymystä, pienokaisen orastavaa vastarakkautta vanhempiaan kohtaan.
گویی نوزاد با این لبخند کوچک محبت نوپای خویش را در جواب محبت پدر و مادرش ابراز میکند.
-
پوزخند
noun -
تبسم
nounBeatrice, hymysi liitää perhosen lailla.
بئاتريس ، تبسم تو همانند پروانه اي باز مي شود.
-
ترجمه های کمتر
- دام
- دندان نمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hymy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hymy"
عباراتی شبیه به "hymy" با ترجمه به فارسی
-
نگاه چپ · نیشخند
-
تبسم کردن · خندیدن · شکفتن · لبخند زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن