ترجمه "ihailija" به فارسی

بازیگر عمده, دوستدار, طرفدار بهترین ترجمه های "ihailija" به فارسی هستند.

ihailija noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازیگر عمده

    noun
  • دوستدار

    noun
  • طرفدار

    noun

    Opettajamme, shaahin ihailija, - käski meitä repimään pois kaikki kuningasperheen kuvat.

    معلمون, که قبلا طرفدار شاه بود, بهمون گفت که تمام تصاوير خانواده سلطنتي کتابامون رو پاره کنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • فاسق
    • فن
    • مجاهد
    • مخلص
    • هوادار
    • پیش کسوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ihailija " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ihailija" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه