ترجمه "ikoni" به فارسی

تصویر, تمثال, آیکون (دین) بهترین ترجمه های "ikoni" به فارسی هستند.

ikoni noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویر

    noun
  • تمثال

    noun

    Hän on aikakautemme vaurauden ikoni, ja hän on huijari.

    اون يه تمثال از ثروت در دوران ماست و اون يه متقلبه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ikoni " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ikoni
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آیکون (دین)

تصاویر با "ikoni"

اضافه کردن

ترجمه های "ikoni" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه