ترجمه "ilman" به فارسی

بی, بدون بهترین ترجمه های "ilman" به فارسی هستند.

ilman adposition noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی

    adposition

    Mutta se on generaattoria varten, joten jäämme ilman sähköä.

    ولی اون برای مولد برقه پس اونوقت برق بی برق

  • بدون

    adposition

    Opin elämään ilman häntä.

    یاد گرفتم که بدون او زندگی کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ilman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ilman" با ترجمه به فارسی

  • پهپاد
  • البته · ای کاش · مشکلی نیست · کاش · کاشکی
  • آلودگی هوا
  • آلودگی هوا
  • تکرار کردن · دوباره گفتن
  • آشكار شدن · شكل گرفتن
  • ابراز داشتن · ادا کردن · بروز دادن · توضیح دادن · صریحا گفتن · فاش کردن · فهماندن · مرتبط بودن با · مژده دادن
  • هوا دادن · هَوا دادن
اضافه کردن

ترجمه های "ilman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه