ترجمه "ilo" به فارسی
خوشبختی, سرور, شادی بهترین ترجمه های "ilo" به فارسی هستند.
ilo
noun
دستور زبان
-
خوشبختی
noun -
سرور
nounTienraivaajat saavat paljon iloa opetuslasten tekemisestä
فعالیت شاگردسازی مایهٔ سرور فراوان پیشگامان است
-
شادی
nounKun onnistumme jonkun sydämen tavoittamisessa, niin minkä ilon se meille antaakaan!
حقیقتاً که دست یافتن به دل یک فرد موجب شادی و سرور بسیار است!
-
ترجمه های کمتر
- نشاط
- حظّ
- خوشی
- لذّت
- chûschî
- ترفیع
- حظ
- حظ نفس
- خوشحالی
- رفعت
- شادمانی
- شادی و نشاط
- شوق
- شوق وشعف
- لذت
- مسرت
- وجد
- کامیابی
- کروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ilo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ilo" با ترجمه به فارسی
-
بالا بردن · متعال ساختن
-
شادی کردن · عیاشی کردن · لذت دادن
-
افاضه شدن · شادی کردن · لبریز بودن · وجد کردن
-
افاضه شدن · شادی کردن · لبریز بودن · وجد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن