ترجمه "imperiumi" به فارسی
امپراطوری, حق حاکمیت مطلقه, شاهنشاهی بهترین ترجمه های "imperiumi" به فارسی هستند.
imperiumi
noun
دستور زبان
-
امپراطوری
nounMutta sinä, herra Frink. Olet imperiumin uskollinen alainen.
اما تو آقای فرینک تو عضو وفاداری از امپراطوری هستی
-
حق حاکمیت مطلقه
noun -
شاهنشاهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- قدرت مطلقه
- پادشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperiumi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Imperiumi
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
Imperiumien aikana tarvittiin ihmisiä, jotka pystyivät selviytymään uhattuina.
این در دوره امپراتوری بود وقتی بود که شما به مردمی نیاز داشتید که بتوانند زیر تهدید و ارعاب زنده بمانند.
عباراتی شبیه به "imperiumi" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری بریتانیا
-
امپراتوری روم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن