ترجمه "instituutti" به فارسی

انجمن, انستیتو, موسسه بهترین ترجمه های "instituutti" به فارسی هستند.

instituutti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجمن

    noun

    Hänen tässä julkaisussa esittämänsä ajatukset ovat hänen omiaan eivätkä edusta Max Planck -instituutin kantaa.

    اظهار نظر او در این نشریه متعلّق به اوست و معرف موضع رسمی انستیتوی پرورش گیاهان، وابسته به انجمن ماکس پلانک نیست.

  • انستیتو

    noun
  • موسسه

    noun

    Näin minulle syntyi idea aineettoman esittävän taiteen instituutista.

    برای من اینگونه ایده ای متولد شد که موسسه هنرهای نمایشی غیر مادی را داشته باشم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instituutti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Instituutti
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤسسه

    noun

    Smithsonian-instituutti tarjosi siitä 500 dollaria.

    مؤسسه اسمیتسونین برای اون بهم 500 دلار پیشنهاد داده بود

عباراتی شبیه به "instituutti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instituutti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه