ترجمه "internet" به فارسی
اینترنت, internet, اینترنت بهترین ترجمه های "internet" به فارسی هستند.
internet
noun
دستور زبان
-
اینترنت
properTässä meillä on vasemmalla internet ja oikealla juurijärjestelmä.
در اینجا در سمت چپ ما اینترنت را داريم، و در سمت راست، دستگاه ریشهها را.
-
internet
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Internet
proper
دستور زبان
-
اینترنت
properKaksi sukupolvemme suurinta keksintöä ovat Internet ja matkapuhelin.
احتمالاً دو اختراع بزرگ در نسل ما اینترنت و موبایل هستند.
عباراتی شبیه به "internet" با ترجمه به فارسی
-
اینترنت اکسپلورر
-
آدرس اینترنتی
-
ارائه دهنده خدمات · ارائه دهنده خدمات اینترنتی · ارائه دهنده دسترسی
-
پروتکل اینترنت
-
خدمات اطلاعات اینترنتی
-
مبادله کلید اینترنتی
-
اتصال اینترنت · اتصال شبکه · دسترسی به اینترنت
-
خدمات نام حافظه اینترنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن