ترجمه "irrottaa" به فارسی

جدا کردن, جداكردن, راندن بهترین ترجمه های "irrottaa" به فارسی هستند.

irrottaa verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدا کردن

    verb

    Hän törmäsi meihin ja irrotti kärryn.

    اون زد بهم و تریلر رو از پشت جدا کرد

  • جداكردن

    verb
  • راندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • رها کردن
    • شل کردن
    • قطع کردن
    • پاکیزه کردن
    • گسستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrottaa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irrottaa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "irrottaa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه