ترجمه "irrottaa" به فارسی
جدا کردن, جداكردن, راندن بهترین ترجمه های "irrottaa" به فارسی هستند.
irrottaa
verb
دستور زبان
-
جدا کردن
verbHän törmäsi meihin ja irrotti kärryn.
اون زد بهم و تریلر رو از پشت جدا کرد
-
جداكردن
verb -
راندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- رها کردن
- شل کردن
- قطع کردن
- پاکیزه کردن
- گسستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrottaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irrottaa" با ترجمه به فارسی
-
جدا کردن · قطع کردن · گسستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن