ترجمه "isku" به فارسی

ضربه, اصابت, تودهنی بهترین ترجمه های "isku" به فارسی هستند.

isku noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضربه

    noun

    Hän sai iskun päähänsä, hän ei tiedä, mitä puhuu.

    ضربه به سرش خورده نمي دونه چي داره ميگه.

  • اصابت

    noun

    Päähän isku tappoi molemmat.

    هردو از ناحيه ي سر موردِ اصابت قرار گرفتن.

  • تودهنی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سیلی
    • ضربت
    • منگنه
    • مهم
    • نیش حشرات
    • پارچه کهنه
    • پرتاب
    • کتک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " isku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "isku" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "isku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه