ترجمه "isku" به فارسی
ضربه, اصابت, تودهنی بهترین ترجمه های "isku" به فارسی هستند.
isku
noun
دستور زبان
-
ضربه
nounHän sai iskun päähänsä, hän ei tiedä, mitä puhuu.
ضربه به سرش خورده نمي دونه چي داره ميگه.
-
اصابت
nounPäähän isku tappoi molemmat.
هردو از ناحيه ي سر موردِ اصابت قرار گرفتن.
-
تودهنی
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیلی
- ضربت
- منگنه
- مهم
- نیش حشرات
- پارچه کهنه
- پرتاب
- کتک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " isku " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "isku" با ترجمه به فارسی
-
اندوه · اندوه بسیار · حزن · صدمه · غصه · غم · غم زیاد
-
بمبگذاری · حمله كردن با بمب
-
حمله تروریستی
-
جام پر · دورو · سیلی
-
با یک تیر دو نشان زدن
-
سیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن