ترجمه "itkeä" به فارسی

گریستن, گریه کردن, اشک ریختن بهترین ترجمه های "itkeä" به فارسی هستند.

itkeä verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گریستن

    verb

    Ja he alkoivat itkeä tavattomasti, sanoen: Katso, meidän katraamme ovat jo hajalla.

    و آنها شروع به گریستن بی اندازه ای نمودند، گفتند: بنگرید، گلّه های ما اکنون پراکنده شده اند.

  • گریه کردن

    verb

    He olivat järkyttyneitä, alkoivat itkeä ja sanoivat haluavansa tutkia.

    آنان جا خوردند و شروع به گریه کردند که میخواهند مطالعهٔ خانوادگیمان را انجام دهیم.

  • اشک ریختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ناله کردن
    • چاق شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itkeä " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "itkeä"

اضافه کردن

ترجمه های "itkeä" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه