ترجمه "jahdata" به فارسی

شکار کردن, صید کردن, تعقيب كردن بهترین ترجمه های "jahdata" به فارسی هستند.

jahdata verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکار کردن

    verb

    Sitten he alkoivat jahdata meitä.

    بعدش شروع کردن به تعقيب و شکار کردن ما

  • صید کردن

  • تعقيب كردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • دنبال کردن
    • راندن واخراج کردن
    • یوختن
    • یوزیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jahdata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jahdata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه