ترجمه "jakaminen" به فارسی
تقسیم, تخصیص, تعیین وقت بهترین ترجمه های "jakaminen" به فارسی هستند.
jakaminen
noun
verb
دستور زبان
-
تقسیم
nounMaan jakaminen osoittaa, että kullakin 12 heimolla on varma perintö.
عمل تقسیم کردن زمین، خود نشانگر این است که مِلک موروثی هر کدام از ۱۲ سِبط اسرائیل تضمین شده است.
-
تخصیص
noun -
تعیین وقت
noun
-
ترجمه های کمتر
- توزیع
- پخش
- پراکندگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jakaminen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jakaminen" با ترجمه به فارسی
-
تردد
-
دو بخشی
-
انتقال تدریجی
-
بخش بر صفر
-
مشارکت در سود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن