ترجمه "jalo" به فارسی

نجیب زاده, شریف بهترین ترجمه های "jalo" به فارسی هستند.

jalo adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نجیب زاده

    adjective

    Isänsä on Baptista Minola, ylimys jalo ja ystävällinen.

    پدرش " باپتیستا مینولا " ست نجیب زاده ایی خوشخو و مهربان

  • شریف

    adjective

    Pelastustöihin osallistuminen onnettomuuden jälkeen on varmasti jalo ja urhoollinen lähimmäisenrakkautta ilmaiseva teko.

    فعالیت در کار کمکرسانی پس از بروز حوادث و مصیبتها بیشک عملی شریف و قابلتحسین است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jalo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jalo proper دستور زبان
+ اضافه کردن

"Jalo" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jalo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "jalo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه