ترجمه "jengi" به فارسی
گروه, اجتماع, ازدحام بهترین ترجمه های "jengi" به فارسی هستند.
jengi
Noun
noun
دستور زبان
-
گروه
nounKaksi päivää omillaan ja hän kuuluu jo jengiin.
اون براي دو روز رو پاي خودش وايساده ، و عضو يه گروه شده.
-
اجتماع
noun -
ازدحام
noun
-
ترجمه های کمتر
- انبوه مردم
- جمعیت
- شلوغی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jengi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "jengi" با ترجمه به فارسی
-
جمعیت تشکیل دادن · رفتن · ملاقات کردن · گرد هم آمدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن