ترجمه "johtaja" به فارسی
رهبر, مدیر, کارفرما بهترین ترجمه های "johtaja" به فارسی هستند.
johtaja
noun
دستور زبان
-
رهبر
nounSe nuori mies ei ollut poliitikko. Hän ei ollut liikemies, kansalaisaktivisti tai uskonnollinen johtaja.
این مرد جوان سیاستمدار نبود، یک تاجر نبود، و فعال حقوق اجتماعی و یا رهبر مذهبی نبود.
-
مدیر
noun masculineMutta kun Robert vastasi puhelimeen, hän selitti johtajan olevan varattu.
با اینحال وقتی رابرت به تلفن پاسخ داد گفت که مدیر مشغول است.
-
کارفرما
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- اجرايی
- خدیو
- رئیس
- سرور
- سرپرست
- لیدر
- مدير اجرايي
- ناظر
- هادی
- هدایت کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " johtaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "johtaja" با ترجمه به فارسی
-
هادی · هدایت کننده
-
رهبر مذهبی
-
خودکامه · دیکتاتور · فرمانروای مطلق
-
مدير مياني
-
کارگردان هنری
-
صندوقدار · گنجور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن