ترجمه "joskus" به فارسی

گاهی, بعضی وقتها, کمی بهترین ترجمه های "joskus" به فارسی هستند.

joskus adverb
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاهی

    adverb

    Isä otti minut joskus mukaansa toimistoonsa.

    پدرم گاهی مرا به اداره اش می برد.

  • بعضی وقتها

    adverb

    Joskus ihmisiä tapetaan ja joskus ihmiset sytyttävät itsensä tuleen protestoidakseen.

    بعضی وقتها مردم کشته می شوند، و گاهی به نشانه اعتراض خود را آتش می زنند.

  • کمی

    noun

    HARVA uskoo, että maasta tulee joskus paratiisi.

    تعداد کمی از مردم معتقد هستند که زمین به بهشت تبدیل خواهد شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " joskus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "joskus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه