ترجمه "journalisti" به فارسی

روزنامهنگار, ژورنالیست, روزنامه نگار بهترین ترجمه های "journalisti" به فارسی هستند.

journalisti noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزنامهنگار

    noun

    BG: Anders, olin itsekin ennen journalisti

    برنو جوسانی: اندرس، من روزنامهنگار بودم،

  • ژورنالیست

    noun
  • روزنامه نگار

    noun

    Hän kertoi nimekseen Joe Strombel, journalisti Poisnukkuneiden maasta.

    اما بعد اون به من گفت اسمش " جو استرامبل " است يه روزنامه نگار از سرزمين مردگان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " journalisti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "journalisti" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "journalisti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه