ترجمه "juhlat" به فارسی

مهمانی, جنجال, پارتی بهترین ترجمه های "juhlat" به فارسی هستند.

juhlat noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمانی

    noun

    Siitä pääsemmekin kauniiseen naiseen, jonka kanssa olit juhlissa.

    که من رو یاد اون زن نسبتا دلفریب میندازه که همراه شما در مهمانی بود.

  • جنجال

    noun p
  • پارتی

    noun p

    Tämäniltainen juhla Max Ragerilla on suljettu tilaisuus maanalaisessa parkkihallissa.

    خب معلوم شد پارتی امشب مکس ریجر به صورت بستس تو محوطه ی پارکینگ زیرزمینیشونه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juhlat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "juhlat" با ترجمه به فارسی

  • برگزاری جشن · بزم · تجلیل · جشن · جشن و سرور · جشنواره · جشنی · روز مقدس · سور · عید · عیدی · مهمانی · پارتی · کار
  • خود ستودن
  • افاضه شدن · شادی کردن · عیاشی کردن · لبریز بودن · وجد کردن
  • مهمان کردن
  • بزم · سور · ضیافت · مهمانی
  • بزم · سور · ضیافت · مهمانی
  • مهمان کردن
  • بزم · سور · ضیافت · مهمانی
اضافه کردن

ترجمه های "juhlat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه