ترجمه "juurtunut" به فارسی

ريشه دار, مبتلا به قانقاريا بهترین ترجمه های "juurtunut" به فارسی هستند.

juurtunut
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ريشه دار

    Hän oli yhtä juurtunut maahan kuin sakurapuu.

    ريشه دار در زمين مثل درخت ساكورا

  • مبتلا به قانقاريا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " juurtunut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "juurtunut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه