ترجمه "kahle" به فارسی

بند, قید, بخو بهترین ترجمه های "kahle" به فارسی هستند.

kahle noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بند

    noun p

    Taikausko ja pahojen henkien pelko pitävät miljoonia ihmisiä kahleissaan.

    امروزه میلیونها انسان، همچون زندانیانِ در بند، اسیر خرافات هستند.

  • قید

    noun p

    Toiset taas sanovat, että nämä lait ovat juuri niitä kahleita, joista kansalaiset pitäisi vapauttaa!

    در حالی که عدهای دیگر میگویند، این قوانین، همان غل و زنجیری است که اتباع باید از قید آن آزاد شوند!

  • بخو

    noun p
  • ترجمه های کمتر

    • دست بند
    • زنجیر
    • غل و زنجیر
    • قید و بند
    • ملاقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kahle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kahle"

عباراتی شبیه به "kahle" با ترجمه به فارسی

  • اجبار · بخو · بند · دستبند · غل و زنجیر
  • بستن · پابند زدن
اضافه کردن

ترجمه های "kahle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه