ترجمه "kahva" به فارسی

دسته, دسته شمشیر, دستگیره بهترین ترجمه های "kahva" به فارسی هستند.

kahva noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسته

    noun

    Näin mielessäni hopeanvärisen aseen, jossa oli musta kahva.

    شلوارش دقت کردم که برآمدگي يه اسلحه ي نقره اي با دسته ي سياه داشت

  • دسته شمشیر

    noun
  • دستگیره

    Kaasun vieressä pitäisi olla kahva.

    به دستگیره کنار ساسات وجود داره

  • ترجمه های کمتر

    • دیرک
    • قبضه تفنگ
    • قبضه شمشیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kahva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kahva" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kahva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه