ترجمه "kahva" به فارسی
دسته, دسته شمشیر, دستگیره بهترین ترجمه های "kahva" به فارسی هستند.
kahva
noun
دستور زبان
-
دسته
nounNäin mielessäni hopeanvärisen aseen, jossa oli musta kahva.
شلوارش دقت کردم که برآمدگي يه اسلحه ي نقره اي با دسته ي سياه داشت
-
دسته شمشیر
noun -
دستگیره
Kaasun vieressä pitäisi olla kahva.
به دستگیره کنار ساسات وجود داره
-
ترجمه های کمتر
- دیرک
- قبضه تفنگ
- قبضه شمشیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kahva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kahva" با ترجمه به فارسی
-
قهوه سیاه
-
قهوه ترک
-
ghahve · جاوه · قهوه · کاکائو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن