ترجمه "kampaaja" به فارسی
آرايشگر, رنگرز, سبکی بهترین ترجمه های "kampaaja" به فارسی هستند.
kampaaja
noun
دستور زبان
-
آرايشگر
nounMenen huomenna kampaajalle kun olen siivonnut isäsi työhuoneen.
فردا ، من ميرم پيش آرايشگر... بعد از اينکه اتاق مطالعه پدرت رو تميز کردم.
-
رنگرز
noun -
سبکی
noun -
سلمانی
nounIhmiset kääntyvät neuvontapalstojen toimittajien, psykologien, psykiatrien ja jopa kampaajien ja taksinkuljettajien puoleen kaivatessaan apua henkilökohtaisiin ongelmiinsa.
مردم عموماً وقتی با مشکلی روبرو میشوند به توصیههای هر کسی تن میدهند؛ از روانکاو و روانپزشک و مقالهنویس گرفته، تا سلمانی و رانندهٔ تاکسی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kampaaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kampaaja" با ترجمه به فارسی
-
آرایشگر · سلمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن