ترجمه "kannattaja" به فارسی
طرفدار, استدلال کننده, اعتباردهنده بهترین ترجمه های "kannattaja" به فارسی هستند.
kannattaja
noun
دستور زبان
-
طرفدار
nounTäällä ottavat yhteen demokratian kannattajat - ja hallituksenvastaiset joukot.
ما معتقديم که اين درگيري بين نيروهاي طرفدار دموکراسي و ضد دولتي است.
-
استدلال کننده
noun -
اعتباردهنده
noun
-
ترجمه های کمتر
- با ایمان
- بازیگر عمده
- تابع
- حامی
- حمال
- شاگرد
- فن
- مرید
- معتقد
- هواخواه
- هوادار
- وکیل مدافع
- پارتیزان
- پشتيبان
- پیرو
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kannattaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kannattaja" با ترجمه به فارسی
-
باطل کننده
-
همسفر
-
جبری
-
تعقیب
-
عضو حزب دموکرات
-
طرفدار حقوق زنان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن