ترجمه "kansalainen" به فارسی

شهروند, تابع, تبعه بهترین ترجمه های "kansalainen" به فارسی هستند.

kansalainen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهروند

    noun

    Kun nainen nai iranilaisen miehen, hänestä tulee Iranin kansalainen.

    اگه شما با يه مرد ايراني ازدواج کرديد خود به خود يه شهروند ايراني شديد

  • تابع

    noun

    Oletko silloin hyvä Valtakunnan kansalainen?

    اکنون زمان آن است که تابع نیکوی پادشاهی خدا باشیم.

  • تبعه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تبعه یک کشور
    • رعیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kansalainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kansalainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه