ترجمه "kapine" به فارسی

ابزار, اسباب, اسمش بهترین ترجمه های "kapine" به فارسی هستند.

kapine noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابزار

    noun
  • اسباب

    noun

    33 Ja tapahtui, että heidän kapinansa tähden me käänsimme miekkamme heitä vastaan.

    ۳۳ و چنین گذشت به سبب شورش آنها ما واداشتیم تا شمشیرهایمان بر سر آنها بیاید.

  • اسمش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • الت
    • فلان چیز
    • وسیله
    • چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kapine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kapine" با ترجمه به فارسی

  • تمرد کردن
  • شورش
  • كشاله ران · نیم پرده · کاپا · کتیبه
  • مرکبالفرس
  • کیپ ورد
  • انقلاب · تمرد · سر کشی · سرکشی · شورش · طغیان · قیام · متمرد
  • کیپ ورد · کیپورد
  • انقلاب · تمرد · سر کشی · سرکشی · شورش · طغیان · قیام · متمرد
اضافه کردن

ترجمه های "kapine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه