ترجمه "kara" به فارسی

هسته, سنبه, محور بهترین ترجمه های "kara" به فارسی هستند.

kara noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • هسته

    noun
  • سنبه

    noun
  • محور

    noun
  • میله

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kara" با ترجمه به فارسی

  • دررفتن · گریختن
  • فرار کردن
  • داغ زدن · داغ کردن · سوزاندن · پینه زدن
  • ترک کردن · دررفتن · گريختن · گریختن · گم شدن
اضافه کردن

ترجمه های "kara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه