ترجمه "kasa" به فارسی
توده, تپه, کوت بهترین ترجمه های "kasa" به فارسی هستند.
kasa
noun
دستور زبان
-
توده
nounVoin edelleen nähdä hänet, viimeisen noista mahtavista sotureista, seisomassa kuolleiden tovereidensa kasassa.
، هنوزم ميتونم ببينمش ، آخرين جنگجويانِ باشکوه شون . رويِ توده اي از خودشون ايستاده بود
-
تپه
nounTuhkaa oli iso kasa.
از خاکستر سيگارها تپه کوچيکي درست شده بود.
-
کوت
noun
-
ترجمه های کمتر
- کومه
- کپه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kasa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kasa" با ترجمه به فارسی
-
متراکم
-
انباشتن · انجمن کردن · جمع شدن · جمع کردن · سوار کردن · گردآمدن
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن