ترجمه "kasarmi" به فارسی

سربازخانه, دژ, سنگر بهترین ترجمه های "kasarmi" به فارسی هستند.

kasarmi noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سربازخانه

    noun

    Hän oli arestissa kasarmilla.

    مامور بل در موقعيت محدوديت در سربازخانه بود

  • دژ

    noun
  • سنگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قوی
    • پادگان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kasarmi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kasarmi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه