ترجمه "kastaa" به فارسی
تعمید دادن, غسل دادن بهترین ترجمه های "kastaa" به فارسی هستند.
kastaa
verb
دستور زبان
-
تعمید دادن
verbMinulla oli etuoikeus kastaa hänet, mutta me emme olleet merkittävimmät vaikuttajat Kamlan liittymisessä kirkkoon.
من افتخار تعمید دادن او را داشتم، امّا ما مهمترین تأثیر را در پیوستن کاملا به کلیسا نداشتیم.
-
غسل دادن
verbTosiasiassa ei ole mitään hyötyä kasteista, joissa vettä pirskotetaan tai valellaan päähän, ei edes upotuskasteesta, ellei kastettaville ole opetettu Raamatun totuutta.
در واقع چکاندن قطرات آب، ریختن آب بر سر اشخاص و یا حتّی غسل دادن کسانی که حقیقت کتاب مقدّس را نیاموختهاند هیچ فایدهای ندارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kastaa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kastaa" با ترجمه به فارسی
-
غسل دادن
-
شبنم · غسل تعمید
-
ابیاری کردن · اشتباه کردن · خیس کردن · خیساندن · غسل دادن · نمناک کردن
-
ارکاک · افشنگ · افشک · بشک · بژم · تعمید · سقیط · شبنم · شهنگانه · غسل تعمید · نم · پسگک · پشتک · ژاله
-
ذات · طبقه · نسل · کاست
-
ترکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن