ترجمه "kasvain" به فارسی
تومور, غده, ورم بهترین ترجمه های "kasvain" به فارسی هستند.
kasvain
noun
دستور زبان
-
تومور
nounهرگونه توده یا برامدگی داخل یا روی سطح بدن
Jos kasvain on jo levinnyt, se on mahdotonta.
اگه تومور گسترش پيدا کرده باشه ، اينکار غيرممکنه
-
غده
nounKun kasvain havaittiin, se oli lähettänyt etäpesäkkeitä maksaan.
تا وقتیکه پزشکا متوجه شدن .دیگه غده تا کبد رشد کرده بود
-
ورم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kasvain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kasvain" با ترجمه به فارسی
-
بوته
-
گیاهان پایا
-
گیاه یک ساله
-
سبزه · گلخانه · گیاهان سبز
-
دوساله
-
گیاهان
-
بادوام بودن · دوام یافتن
-
نفروبلاستوما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن