ترجمه "kasvot" به فارسی

چهره, صورت, رخ بهترین ترجمه های "kasvot" به فارسی هستند.

kasvot noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهره

    noun

    Uusia kasvoja ei kannata esitellä saadakseen luodin jalkaansa.

    ما نمي خوايم يه چهره جديد معرفي کنيم که برامون مشکل ساز بشه.

  • صورت

    noun

    Yöllä näen heidän kasvonsa, kaikki niiden, jotka olen tappanut.

    ديشب ، صورت همه اونايي ، که کشتم مي ديدم.

  • رخ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رو
    • روی
    • رخسار
    • سیما
    • ظاهر
    • قیافه
    • لقا
    • لیوان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kasvot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kasvot
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • صورت

    noun

    Kun olen jonkun sisällä, näen vain yhdet kasvot.

    چون وقتی به کسی توجه میکنم ، فقط یه صورت رو میبینم.

تصاویر با "kasvot"

عباراتی شبیه به "kasvot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kasvot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه