ترجمه "katkaisija" به فارسی
سویچ, قطع کننده بهترین ترجمه های "katkaisija" به فارسی هستند.
katkaisija
noun
دستور زبان
-
سویچ
noun -
قطع کننده
nounHän asentaa psyykkisen katkaisijan kohteen päähän, - tekee heistä uskollisia.
اون ميتونه قطع کننده مدارهاي مغزي تو کله يه نفر کار بذاره تا حرف شنو و وفادار بشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " katkaisija " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن