ترجمه "kaukainen" به فارسی
دور, خیلی دور, دورافتاده بهترین ترجمه های "kaukainen" به فارسی هستند.
kaukainen
adjective
دستور زبان
-
دور
adjectiveTässä on kaukainen saari, varasto pulloille Baja Californian rannikolta länteen.
اینجا یک مخزن جزیره ای دور برای بطری هاست دور از ساحل باها کالیفرنیا.
-
خیلی دور
adjective -
دورافتاده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaukainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن