ترجمه "kaula" به فارسی
گردن, گردنه, گلو بهترین ترجمه های "kaula" به فارسی هستند.
kaula
noun
دستور زبان
-
گردن
nounEpäilemme, että ankkuri tai jokin terävä metalli repi naaman ja kaulan.
يا خرده هاي يک آهن تيز صورت و گردن رو پاره کرده
-
گردنه
noun -
گلو
nounJa sitten yhden kaulaan varmistuakseen.
بعدش يکي در گلو براي مطمئن شدن
-
پيش مرگ شدن، در انجام كار مشكلي پيش قدم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kaula
-
گردن
nounKaulasta alaspäin ei ole reaktioita.
هيچ واکنشي از گردن به پايين نشون نمي ده.
تصاویر با "kaula"
عباراتی شبیه به "kaula" با ترجمه به فارسی
-
سربریدن · گردن زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن