ترجمه "kauppa" به فارسی

مغازه, تجارت, دکان بهترین ترجمه های "kauppa" به فارسی هستند.

kauppa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغازه

    noun

    En voinut hakata kättäsi irti ja viedä sitä kauppaan.

    من که نمي تونستم دستت رو قطع کنم و با خودم ببرم مغازه.

  • تجارت

    noun

    Lisäksi he saivat voittoa käydessään kauppaa papyruksella Egyptin ja kreikkalaisen maailman kanssa.

    آنها همچنین از تجارت کاغذ پاپیروس با مصریان و یونانیان سود بسیاری بردند.

  • دکان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کار
    • ابتیاع
    • بیزنس
    • تعمیر گاه
    • خرید
    • خرید ارزان
    • دکه
    • سودا
    • سیاست بازرگانی
    • فروشگاه
    • قرارداد معامله
    • معامله
    • کارگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kauppa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kauppa"

عباراتی شبیه به "kauppa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kauppa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه