ترجمه "kello" به فارسی

ساعت, انگلیسی, زنگ بهترین ترجمه های "kello" به فارسی هستند.

kello noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساعت

    noun

    وسیلهای برای اندازهگیری و تعیین زمان

    Hän ei siis työskentele enää täällä vetämässä kelloja.

    بنابراین ، دیگه نمیتونن بیان اینجا و ساعت های اینجا رو کوک کنن

  • انگلیسی

    noun
  • زنگ

    noun

    He juoksivat kirkkoon ja näkivät enkelin takovan pyhäinjäännöstä kuin kelloa.

    آنها کليسا را ترک کردند و فرشته اي را ديدند که به عتيقه مانند زنگي ضربه ميزد

  • ترجمه های کمتر

    • ناقوس
    • تایمر
    • زمانسنج
    • زنگوله
    • ساعت یک
    • وقت نگهدار
    • کرنومتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kello " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kello
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناقوس

    Kellojen ääni karkottaa demonit.

    • صدای زنگوله و ناقوس دیوها را فراری میدهد.

تصاویر با "kello"

عباراتی شبیه به "kello" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kello" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه