ترجمه "kiertolainen" به فارسی
اوباش, سرگردان, سیار بهترین ترجمه های "kiertolainen" به فارسی هستند.
kiertolainen
noun
دستور زبان
-
اوباش
noun -
سرگردان
nounHän ei ole enää kiertolainen ja varas.
او دیگر آن آدم سرگردان نیست و دست به دزدی نمیزند.
-
سیار
noun
-
ترجمه های کمتر
- مرغ مهاجر
- کولی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiertolainen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن