ترجمه "kiertolainen" به فارسی

اوباش, سرگردان, سیار بهترین ترجمه های "kiertolainen" به فارسی هستند.

kiertolainen noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوباش

    noun
  • سرگردان

    noun

    Hän ei ole enää kiertolainen ja varas.

    او دیگر آن آدم سرگردان نیست و دست به دزدی نمیزند.

  • سیار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرغ مهاجر
    • کولی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiertolainen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kiertolainen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه