ترجمه "kirjo" به فارسی
بُرد, حیطه, طیف بهترین ترجمه های "kirjo" به فارسی هستند.
kirjo
noun
دستور زبان
-
بُرد
noun -
حیطه
noun -
طیف
nounKaupan alan johtamisen opiskeiljoilla on koko voimasuhteiden eleiden kirjo käytössään.
متوجه شدم که دانشجویان ام بی اِی واقعا طیف کاملی از قدرت غیرکلامی را از خود نشان میدن.
-
وسعت
noun6 Raamattu on myös historian kaikkein laajalevikkisin kirja.
۶ همینطور هیچ کتاب دیگری در تاریخ از لحاظ وسعت پخش و توزیع به پای کتاب مقدس نمیرسد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kirjo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kirjo" با ترجمه به فارسی
-
کتاب سفید
-
کتاب جامعه
-
کتاب استر
-
طیف سیاسی
-
دوستدار کتاب
-
کتاب الکترونیکی
-
سفر اعداد
-
قانون منسوخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن