ترجمه "kirjoittaja" به فارسی
نویسنده, نويسنده, باعث بهترین ترجمه های "kirjoittaja" به فارسی هستند.
kirjoittaja
noun
دستور زبان
-
نویسنده
nounNiissä osoitetaan selvästi, että ensimmäisen vuosisadan kristityt pitivät Jesajan kirjaa yhden kirjoittajan työnä.
این نوشتهها نشانگر آنند که مسیحیان قرن اوّل برای کتاب اِشَعْیا فقط یک نویسنده قائل بودند.
-
نويسنده
nounSe on varmasti hyvä, Aaron, mutta Ryan on perheen kirjoittaja.
ممنظورم اينه که ، من مطمئنم تو خوب انجامش ميدي اما با رايان که نويسنده خانوادست
-
باعث
noun
-
ترجمه های کمتر
- بانی
- خالق
- راقم
- مؤلف
- مصنف
- منصف
- مولف
- نگارنده
- پدیدآور
- پدیدآورنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kirjoittaja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kirjoittaja" با ترجمه به فارسی
-
تذکره نویس · شرح حال نویس
-
ابداع · اصل · تالیف و تصنیف · رفتار پدرانه
-
دوره گرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن