ترجمه "kirves" به فارسی
تبر, تبرزین, تیشه بهترین ترجمه های "kirves" به فارسی هستند.
kirves
noun
دستور زبان
-
تبر
nounPuuta hakatessani turhauduin, koska kirves ei tuntunut pilkkovan oikein hyvin.
چنانکه شروع به زدن تبر کردم، کلافه شدم زیرا به نظر نمی رسید که آن بخوبی می برید.
-
تبرزین
noun -
تیشه
noun– Tuo kirves sitten takaisin.
وقتی کارت تموم شد ، تیشه رو برگردون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kirves " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kirves"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن