ترجمه "kisu" به فارسی

پیشی, چرک بهترین ترجمه های "kisu" به فارسی هستند.

kisu noun دستور زبان

Yleinen nelijalkainen eläin (Felis silvestris catus), jota pidetään usein sisälemmikkinä.

+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشی

    noun

    Sydänsilmäinen kisu on kiva.

    اوه, من از اون پیشی گربه با چشای قلبی خوشم اومد

  • چرک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kisu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kisu"

اضافه کردن

ترجمه های "kisu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه