ترجمه "kitarisa" به فارسی

بادامک, لوزه, گرفتگی بینی بهترین ترجمه های "kitarisa" به فارسی هستند.

kitarisa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بادامک

    noun
  • لوزه

    noun

    Sisar Abernathy laulaa kolme kertaa kovempaa... ja hänen kitarisansa leikattiin juuri, kulti.

    خواهر آبرناتي اونجا داره سه بار به بلندي تو ميخونه و اون تازه لوزه هم داشت ، جيگر

  • گرفتگی بینی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kitarisa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kitarisa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه